تبلیغات
دفتر مشق من

درباره ما


نه چندان نرمی كن كه بر تو دلیر شوند و نه چندان درشتی كه از تو سیر گردند.((سعدی))
*****
می توان در ظرف دو سال یك كارخانه ذوب آهن ساخت، ولی برای تربیت یك مدیر برای این صنعت باید بیست سال وقت صرف كرد.
*****
پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است
از هـــمـت داوود نبی بخــت بلــند اســت

افتــــادگی آمــــوز اگــــر طالـــب فیـــضی
هــــــرگز نخورد آب زمینی که بلــــند است
*****
بیشتر مطالب این وبلاگ درباره ی دانش آموزان مقطع ابتدایی می باشد. امید است مورد توجه شما بازدید کننده ی گرامی قرار گیرد.
*****
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع می باشد.
*****
میلاد صارمی نایینی
آموزگار کلاس های چند پایه
ایمیل مدیر وبلاگ:
saremi_n_milad@yahoo.com
ایجاد کننده وبلاگ : میلاد صارمی نایینی



A small crack appeared On a cocoon.
روزی سوراخ كوچكی در یك پیله ظاهر شد.

------------ --------- -

A man sat for hours and watched
Carefully the struggle of the butterfly
To get out of that small crack of cacoon.
شخصی نشست و ساعت ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ كوچك پیله را تماشا كرد.
------------ --------- -

Then the butterfly stopped striving .
It seemed that shewas exhausted and couidnot go on trying.

آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر می رسیدكه خسته شده،و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد.

------------ --------- -

The man decided to helpthe poor creature.
He widened the crack by scissors.
The butterfly cameout of cocoon easily, but her body wasTiny and her wings werewrinkled

آن شخص مصمم شد به پروانه كمك كند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد كرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد،اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروكیده بودند.
------------ --------- -

The man continued watching the butterfly.
He expected tosee her wings become her body.
But it did nothappen!

آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحكم شود و از جثه ی او محافظت كند اما چنین  نشد.
------------ --------- -

As amatter of fact,the butterfly to crawl onThe ground for the rest of herlife,
For she could never fly.
در واقع پروانه ناچار شد همه ی عمر را روی زمین بخزدو هر گز نتوانست با بال هایش پرواز كند.
------------ --------- -

The kind man did not realize that God had arranged thelimitation of cocoon.
And also the struggle for butterfly to get out ofit,
so that a certain fluid could be discharged from herbody to enableher to fly afterward.
آن شخص مهربان نفهمید كه محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریزآن را خدا برای پروانه قرار داده بود،تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شو دو پس از خروج از پیله به او امكان پرواز دهد.

------------ --------- -

Sometimes struggling isthe only thing we need to do .
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم.
------------ --------- -

IfGod had provided us with n easy life to live without any difficulties,
Thenwe become strong,and could not fly.

اگر خداوند مقرر می كرد بدون هیچ مشكلی زندگی كنیم،فلج می شدیم ،به اندازه ی كافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز كنیم.
------------ --------- -

I asked for strength,andHe provided mewith enough difficultiesTo become strong.
I asked forknowledge and He provided me

من نیرو خواستم و خداوند مشكلاتی سر راهم قرار داد، تا قوی شوم
من دانش خواستم و خداوند مسایلی برای حل كردن به من  داد.
------------ --------- -

 

Iasked for prosperity and promotion,
and He provided me with abilitytothink and hands to work.
I asked for bravery ,nd He providedMe withabstacles to overcome.
من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفكر و زور بازو داد تا كار كنم من شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد،تا آنها را از میان بردارم.
------------ --------- -

I asked for motivation,and He showed me eople who needed help.
Iasked for love and He provided me with opportunityTo give love toothers.

من انگیزه خواستم و خداوند كسانی را به من نشان داد كه نیازمند كمك بودند. من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا  .
به دیگران محبت كنم

------------ --------- -

I did not get what I wanted…..
ButI was provided withwhat I needed.

«.من به آنچه خواستم نرسیدم...اما آنچه به آن نیاز داشتم ،به من داده شد»
------------ --------- -

Donot worry,fightWith difficulties and be sureThat you canprevail over them.
نترس با مشكلات مبارزه كنو بدان كه می توانی بر آنها غلبه كنی.

 




برچسب ها : داستان , داستان پند آموز ,